بانوان سبز ایرانی! منو که میشناسین همونی هستم که شوهرم بهم میگه روشنفکرترین زن ایرانی، چیه حسودیتون میشه اینقدر همسرم منو تحویل میگیره(!) اگر شما هم مثل من عرضه داشتین و گربه را دم حجله میکشتین شوهراتون بهتر از اینا را به شما میگفتن.
اول مطلب براتون بگم که چرا ایندفعه من به جای شوهرم بیانیه دادم. راستش اینکه دیشب دوتایی با اون نشسته بودیم و اونهم بدجوری از خودش تعریف میکرد و هی برا خودش نوشابه باز میکرد.
هی میگفت با بیانیههای من حال میکنی، دست هرچی نویسنده رو از پشت بستم. منم برای اینکه روشو کم کنم، گفتم: خب که چی؟ فایدش چیه اینقدر بیانیه دادی که دیگه مردم شمارشو از یاد بردن. فکر کنم بیانیه بعدیت میشه شماره بینهایت، اینهمه بیانیه دادی اون هم از وضعیت جنبش سبزمون. دلمون به 22بهمن خوش بود امّا حتی یهدونه پارچه سبز هم نیاوردن. اونم برگشت گفت: تقصیر من چیه! شانس ندارم. از روز اول گفتیم تقلب شده اومدن صندوقها را دوباره شمردن رأیم کمتر شد. هرکی از این جنبش سبزیها کشته میشد میرفتیم سر خاکش یکدفعه زنده میشد. از دست مردم دیگر جرأت نداریم بریم بیرون از خونه، این دستگیری ریگی هم شده غوز بالا غوز، من موندم تو این وسط این مرتیکه چطوری دستگیر شد که همه بگن کار وزارت اطلاعات این احمدینژاده. منم بهش گفتم: اصلاً میدونی چیه؟ این مردهای جنبش سبز غیرت میرت ندارن، باید بسپاریش به من و زنهای سبز، یک بیانیه بدم که چند صدمیلیون زنو بکشونم وسط خیابونا. خلاصه سرتونو درد نیارم با شوهرم برا روکم کنی شرط گذاشتم تازه اون اگه فوقلیسانس معماری داره من که 5، 6 تا مدرک بیشتر از اون دارم. از هر جایی یک مدرک برای روز مبادا جمع کردم شاید لازم بشه. اخیراً هم که خبر دارین آمریکاییها که طرفدار اصلی ماها هستن منو سومین متفکر جهان نام گذاشتن یعنی با این اوصاف ماریکوری باید بره جلو بوق بزنه. و امّا لپ کلام من؟
ای زنان سبز ایران میدانم که شما هم مثل من زیاد علاقهای به مناسبتهای مذهبی ندارین، برا همین روز جهانی زن را انتخاب کردم که بفهمین من چقدر روشنفکرم. اونور آبیها هم یک دست مرتب بزنن. این حکومت یک سری قانون من درآوردی آورده میگه زنها باید اینجوری باشن.
کی گفته این حرفها رو. میگن مراجع تقلید گفتن، خب مگه من و چیز چیمون کمه خودم تا چند روز دیگر یک رساله خوشگل مینویسم. اصلاً کی گفته خانمها باید حجاب داشته باشن و چادر سرکنن؟ خب فرض مثال اسلام گفته باشه ما سبزیها فرادینی هستیم اصلاً این دینه که باید خودشو با ما وفق بده. الان عصر ماهواره و اینترنته، یک آنتن ماهواره بخرین ببنین چه خبره؟ راستی از شما چه پنهون میرحسین تازگیها یکدونه خریده با همدیگه نگاه میکنیم. چیز مرده، بعضی صحنهها را که میبینه یک جورایی میشه، هی میگه چیز چیز! شاید بگین پس خودت چرا چادر سرت کردی؟ راستشو بگم بین خودمون باشه این اصولگراها نفهمن من اصلاً قبلاًها اینجوری نبودم، الان زورکی سرم میکنم. این اولین بیانیمه نمیخوام مثل چیز خستهتون کنم ولی کلاً بدونین هرچی که شما جنبش سبزیها دوست داشته باشین دین هم همونه.
نظرات ()
نظرات ()این عبارات در واقع هشدار نسبت به خطر شکاف میان آحاد ملت که قبل از هر چیز با رای 40 میلونی خویش به نظام جمهوری اسلامی، یکی از بی نظیرترین مقاطع تاریخ معاصر جمهوری اسلامی را رقم زده بودند، نکته ای است که طی 9 گذشته همواره بیت الغزل هشدارهای رهبر انقلاب در سخنرانی های مختلف بوده است. اگرچه ایشان همواره ضمن تاکید بر اعتماد به مسئولین برگزار کننده انتخابات در دوره های مختلف، هیچ گاه نیز راه را برای رسیدگی به اعتراض های کاندیداها در انتخابات نبسته بودند، بگونه ای که در ادامه سخنان خویش در جمع نمایندگان کاندیداها ریاست جمهوری دهم چنین فرمودند:
«اما این اعتماد من موجب نمیشود که اگر چنانچه شبههاى در ذهن کسانى هست، این شبهه دنبال نشود و تعقیب نشود و بررسى نشود و حقیقت قضیه آشکار نشود؛ نه، شبهات را برطرف کنید، منتها آن چیزى که از همه مهمتر است، این است: همه سعى کنید وحدت ملى و وحدت کشور را حفظ کنید»
لکن یکی دیگر از نکاتی نیز که از همان آغاز حوادث پس از انتخابات به کرات مورد تاکید معظم له قرار داشت، پافشاری بر جدا ساختن آحاد ملت از کسانی بود که با تلاش جهت اغتشاش، تفرقه میان مسئولین و مردم را هدف قرار داده بودند، لذا در ادامه ضمن اشاره به این موضوع از همگان می خواهند تا با اعلام موضع نسبت به این اقدامات در شفاف سازی فضا کمک نمایند:
«بدترش هم همین کارهاى خرابکارىاى است که شما مىبینید انجام میدهند، که البته همه باید در مقابل این خرابکارىها بایستند، اعلام موضع کنند. همه بایستى بگویند ... این تخریبهائى که انجام میگیرد، این کارهاى زشتى که انجام میگیرد، بعضاً جنایاتى که واقع میشود، مربوط به هیچکدام از این اطراف قضیه نیست؛ این مربوط به مردم نیست، مربوط به نامزدها نیست؛ مربوط به خرابکارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. مبادا کسى توهم کند و تصور بکند که این مربوط به این است که اینها طرفدار فلان نامزدند»
اگرچه در نخستین فرمایشات رسمی رهبر معظم انقلاب پس از انتخابات، ایشان با تاکید فراوان سعی بر جداسازی معاندین، اغتشاش گران و قانون شکنان از صف معترضان به نتیجه انتخابات را داشتند اما اوج این تفکیک و اصرار بر جدایی میان قانون شکنان و معترضان به انتخابات را باید در اظهارات معظم له در خطبه های دوم نماز جمعه تاریخی 29 خرداد به نظاره نشست:
«این چهار نفرى که وارد عرصهى این انتخابات جدى شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یکى از اینها رئیس جمهور کشور ماست ... یکى از آنها نخستوزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهورى خود بنده است. یکى از آنها فرماندهى سپاه در سالهاى متمادى و یکى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. یکى از آنها دو دوره رئیس قوهى مقننهى کشور بوده است؛ رئیس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اینها عناصر نظامند؛ اینها همهشان متعلق به نظامند. البته اختلافنظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیرىهاى گوناگون سیاسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همهشان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند»
و در ادامه نیز بر باز بودن راه های قانونی و اقدامات مسالمت آمیز تاکید می کنند: «من از همهى این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادرى بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است»
و در پایان اظهار می دارند چنانچه کسی راهی غیر از مسیری را که قانون مشخص نموده است انتخاب کند، اظهارات صریح تری خطاب به مردم در آینده خواهند داشت.
اگرچه فرمایشات صریح رهبر انقلاب در نماز جمعه به نوعی اتمام حجت با تمامی دوستداران حقیقی انقلاب و هم چنین کسانی بود که خود را در چارچوب نظام قلمداد می کردند اما دعوت به تجمع غیرقانونی از سوی یکی از تشکل های حامی نامزد اصلی شکست خورده در انتخابات دقیقا یک روز پس از نماز جمعه، که در پی آن ده ها تن از هموطنانمان کشته و مجروح شدند، و هم چنین ادامه قانون شکنی های نامزدهای ناکام و صدور بیانیه های پیاپی منجر گشت تا رهبر انقلاب در قسمتی از بیانات خویش در جمع مسئولین قوه قضاییه در هفتم تیرماه بار دیگر بر «عدم تحریک احساسات از سوی نخبگان سیاسی جناح های مختلف» تاکید کنند، اما علیرغم این موضوع و عدم حضور مهندس موسوی و کروبی در جلسات شورای نگهبان جهت اعلام مستندات خویش نسبت به ادعای تقلب، باز هم رهبر انقلاب نسبت به رفتارهای برخی خواص هشدار داده و اینبار در سخنرانی خویش به مناسبت سالروز ولادت امیرالمومنین علیه السلام در 15 تیرماه، ضمن پافشاری بر تفکیک میان اغتشاشگران و برخی از عناصر داخلی و هم چنین عناصر بیگانه عملا فرصت دیگری به قانون شکنان پس از انتخابات دادند و با ایجاد حصاری میان نیروهای داخلی و بیگانه، اختلافات را صرفا داخلی قلمداد کرده و حتی حمایت های بیگانگان از برخی نیروهای داخلی را نیز دروغ های بیگانگان دانستند:
«بعضى از سران کشورهاى غربى در سطح رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر خارجه و مسئولان گوناگون، صریحاً در مسئلهى داخلى ملت ایران دخالت کردند. به شما چه؟ چرا در ماجرائى که مربوط به ملت ایران است، دخالت میکنید؟ ... اغتشاشگر یک عدهى معدودى هستند؛ همانهائى که بودجهى تصویب شدهى بعضى از دولتهاى غربى را براى ایجاد اختلاف در داخل ایران مصرف میکنند، آنها اغتشاشگرند... اسم بعضىها را مىآورند به عنوان اینکه ما مدافع آنها هستیم؛ دروغ میگویند؛ مدافع آنها هم نیستند؛ قصدشان ایجاد اختلاف است، قصدشان ایجاد بدبینىِ ملت ایران و نخبگان ایران نسبت به یکدیگر است؛ دروغ میگویند ... مبادا دشمن را با دوست اشتباه بکنیم. دوست را به خاطر یک خطا به جاى دشمن بگیریم و از آن طرف یک عدهاى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض کنند»
اگرچه رفتارهای هنجارشکنانه دو تن از نامزدهای شکست خورده انتخابات ادامه داشت اما به موازات این رفتارها، آنچه که در عمل از سوی رهبر انقلاب اشاره می شد هم چنان تاکید مضاعف بر شفاف سازی مرزها و هم چنین هوشیاری نخبگان پیرامون حوادث مختلف بود، بگونه ای که ایشان در 29 تیرماه و در سالروز عید مبعث رسول اکرم (ص) مردود شدن نخبگان را در امتحانات اخیر، به منزله «سقوط» دانستند و در واقع با بکارگیری واژه امتحان، باز هم به صورت غیر مستقیم و تلویحا راه بازگشت برای برخی نخبگان را باز گذاشته و هوشیاری آنها نسبت به اتفاقات بوجود آمده را خواستار شدند:
«نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحلیلى که به آنها (دشمن) کمک بکند، این حرکت در مسیر خلاف ملت است. همهى ما خیلى باید مراقب باشیم... مراقب حرف زدن، مراقب موضعگیرى کردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. یک چیزهائى را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکردهایم. یک چیزهائى را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کردهایم. نخبگان سر جلسهى امتحانند؛ امتحان عظیمى است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است»
بیش از یک ماه از این برهه نیز گذشت، رییس جمهور منتخب مردم حکم تنفیذ خویش از رهبر انقلاب را دریافت نمود اما همچنان اقدامات هنجار شکنانه اقلیت شکست خورده نسبت به دولت منتخب و نظام جمهوری اسلامی ادامه داشت. دیدار جمعی از تشکل های دانشجویی در چهارمین روز از شهریور ماه با مقام معظم رهبری فرصتی بود تا برخی از دانشجویان حتی با نام آوردن از افرادی که دیگر «سران فتنه» خوانده می شدند، موضع گیری صریح رهبر انقلاب در این رابطه را بشنوند، اما ایشان در اظهاراتی قابل تامل اگرچه حوادث بعد از انتخابات را برنامه ریزی شده دانستند، لکن تاکید کردند:
«من متهم نمیکنم افرادى را که دستاندرکار بودند، که اینها دستنشاندهى بیگانهیا انگلیس و آمریکا هستند، این را من ادعا نمیکنم، چون براى من این قضیه ثابت نیست» و باز هم در عمل فرصتی دیگر به کسانی که خود را به نظام جمهوری اسلامی متعهد می دانستند داده شد تا یک بار برای همیشه حساب خود را بیگانگان و دشمنان نظام اسلامی جدا سازند.
20 شهریور ماه سال جاری یکی از برهه هایی بود که طی آن رهبر انقلاب پس از گذشت قریب به 3 ماه از انتخابات، برای نخستین بار موضوع «جذب حداکثری و دفع حداقلی» را مطرح نمودند. ایشان در قسمتی از خطبه های دوم نماز جمعه آخر ماه مبارک رمضان این چنین بیان داشتند:
«کسانى که مخاطبند، البته کسانى هستند که تاکنون در درون نظام اسلامى تعریف شدهاند؛ شخصیتهاى درون نظامند، جزو نظامند، که انشاءاللَّه در آینده هم همه در درون نظام باشند و براى این نظام کار و تلاش کنند» و در ادامه نیز ضمن تشریح و کالبد شکافی مدل برخورد حضرت امام (ره) در ابتدای انقلاب با افراد و گروهک هایی که قصد عبور از قانون اساسی را داشتند و تمکینی در برابر رای مردم از خود نشان می دادند، اظهار داشتند: «اصول انقلاب امور سلیقهاى نیست که هر که از یک گوشهاى در بیاید، سنگ اصول را به سینه بزند؛ بعد که سراغ این اصول میرویم، مىبینیم بیگانهى از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است؛ رهنمودهاى امام است؛ وصیتنامهى امام است؛ سیاستهاى کلى نظام است که در قانون اساسى معین شده است که این سیاستهاى کلى بایست تدوین بشود. در این چهارچوب، اختلاف نظر، اختلاف ممشا، اختلاف سلیقه عیب نیست، که حسن است؛ مضر نیست، که مفید و نافع است»
و در ادامه نیز بر عدم رفتارهای خشونت آمیز و برهم زننده امنیت از سوی افراد تاکید نموده و سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی نظام را بدین صورت تشریح نمودند: «آنجائى که افراد در چهارچوب اصول رفتار کنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنیت جامعه نباشند، آسایش جامعه را نخواهند به هم بزنند - از این کارهاى خلافى که انجام میگیرد؛ دروغپراکنى و شایعه - نظام هیچگونه مسئلهاى ندارد. مخالفینى هستند، نظراتى دارند، نظرات خودشان را بیان میکنند؛ نظام برخورد نمیکند. بناى نظام در اینجا، جذب حداکثرى و دفع حداقلى است... آن کسانى هم که نظر مخالف دارند، در این چهارچوب میتوانند خودشان را مقایسه کنند. اگر کسى با مبانى نظام معارضه کند، با امنیت مردم مخالفت کند، نظام مجبور است در مقابل او بایستد... در اختلافات گوناگونى که در بین احزاب دنیا وجود دارد - در همین کشورهائى که خودشان را پیشرو دموکراسى میدانند - هیچکدام از این احزاب متعارض و متخالف، با اصول و مبانى آن نظام مخالفت نمیکنند؛ والّا از نظر مردم مردود هستند. دستگاههائى دارند؛ دستگاههاى رعایت قانون اساسى و دادگاه قانون اساسى - شبیه شوراى نگهبان خودمان - اینها را رد میکنند. اینجور نیست که قبول کنند یک نفرى بیاید در یک نظامى علیه مبانى آن نظام مبارزه کند، معارضه کند، آن وقت نظام در مقابل او ساکت و آرام بنشیند» و در پایان نیز نسبت به تحرکات احتمالی قانون شکنان و تفرقه افکنان در روز «قدس» هشدار دادند
نظرات ()
چه قدر خرخره بریدند و کشتند بالاخره جمعیت کره زمین را یک جوری باید کم کرد دیگر. خوب برادر ریگی کار ما را راحت کرد دیگر.
خبر رسیده که شیخ اصلاحات در بیانیه جدیدی در خصوص فشارهای وارده بر "ریگی" دّر فشانی هایی کرده به این شرح:
فرمایشاتی داشتم در خصوص دستگیری عزیز دلمان، پاره جگرمان؛ برادر "ریگی" متولد سال 1358، در یکی از قبایل بلوچستان که چند روزی است توسط نیروهای ضد انقلاب دستگیر شده و از انجام خدمات انسان دوستانه و اهداف بشر دوستانه اش بازمانده و اصلا چه کسی دلش می آید یک چنین کاری را با تروریست مهربانی چونان برادر ریگی بکند.
کسی که خدمات ارزنده ای را به دنیا و به خصوص به جامعه ما ارزانی داشته و گویا قصد دارند که او را تخلیه اطلاعاتی کنند و بازجویی های در راه است و ما می خواهیم منعشان کنیم از این کار که اصلا وجهه خوبی نداشته و هیچ انعکاس خوبی در دنیا، " بی بی سی فارسی" و "صدای آمریکا" نداشته و دیگر تحویلمان نخواهند گرفت و من به عنوان یکی از افرادی که دغدغه رعایت حقوق بشر (خصوصا چنین بشرهایی) خواب و خوراکم را گرفته، قصد دارم تا آزاد کردن این برادر تروریست مان از پای ننشینم. اصلا اگر آزاد نشود جواب شیرین را چه بدهیم؟ کی می خواهد جواب سازگارای نور چشمی مان را بدهد؟
ما نگران این همه اعتباری که در مقابل این ها کسب کردیم نیستیم، ما نگران حقوق ابنا بشر هستیم و نه لاغیر. راستی شنیده ایم که گویا او را به کهریزک منتقل کرده اند و چه پدرها که از او در نیاورده اند. ما برویم خِرخِره ننجون کی را بگیریم؟ از این همه اجحاف و نامردی در حق این برادرمان به کدام سازمان بین المللی شکایت کنیم؟
و اصلا وجود چنین جوان هایی برای مملکت لازم است. امثال این ها هم در یک جبهه دیگر می جنگند. ریگی ها هم کم به ملت خدمت نمی کنند. مثلا به همین مردم بلوچستان، چه قدر خدمات دادند، چه قدر خرخره بریدند و کشتند بالاخره جمعیت کره زمین را یک جوری باید کم کرد دیگر. خوب برادر ریگی کار ما را راحت کرد دیگر.
خلاصه این که خواستیم بگوییم خدا را خوش نمی آید با چنین جوان مقروض به حیایی، چنین رفتاری را بکنید و در زندان مخوفی چونان کهریزک که گوانتانامو پیشش لُنگ می اندازد او را شکنجه بدهید و اگر به این کار ادامه بدهید، آن جانب شخصا از طریق مجامع بین المللی چون "سی ان ان" و "صدای آمریکا" اقدام خواهم کرد.
در پی این بیانیه یاداشتی از میرحسین موسوی نیز منتشر شده بدین گوهر فشانی:
ریگی از طرفداران این جانب بوده و خودم او را در روزهای پیش ار انتخابات با مچ بند سبز در چهارراه کالج دیدم که دنبال ماشین ما می دوید گویا، پی در پی می گفت: موسوی موسوی حمایتت می کنیم و متفکر قرن، همسر بنده نیز به شیوه همسر اوباما برای ایشان دستی تکان دادند به علامت تشکر و خوب به یاد دارم که عیال گفتند: پرزیدنت آینده! من استعداد زیادی در این جوان می بینم، اگرانشاءلله رییس جمهور شدی حتما او را وارد کابینه ات کُن. بنده هم از آن جایی که هر چه ایشان بگوید همان است و اصولا زورمان به او نمی رسد، قبول کردیم.
شما با این کار صدای آزادی را دارید خفه می کنید و این کار به ضرر جامعه است. اگر تحقیق کنید خواهید دید که او از اغتشاش گران حوادث بعد از انتخابات نیز بوده و ما تعصب داریم رویش عجیب و شب و روز در فکرش هستیم و مرام مان اجازه نمی دهد که بی خیالش شویم چون هرچه باشد او به خاطر ما کلی عرق جبین ریخته کرد و شعارهای ضد انقلابی داده و دوست داشته که احتمالا ما پرزیدنت شویم.
همین روزهاست که او را نیز به شیوه خودمان و دوستان و هوادارانمان با چادر گل گلی فراری بدهیم، البته امیدواریم مثل آن هوادارمان لو نرود و حیثت مان را به باد ندهد. خلاصه مطلب اینکه ریگی از خودمان است.
همچنین سایت های به روز و آنلاین "کلمه، جرس، سحام نیوز و پارلمان نیوز" از آن جایی که تنه شان به شیخ اصلاحات خورده، در پیامی مشترک اذعان کرده اند از آن جایی که ما تا به حال خواب بودیم و تازه بیدار شدیم و نمی دانیم اینجا کجاست و ریگی کی بوده و قراره حالا چی بشه، از تعقیب لحظه به لحظه این ماجرا مغفول ماندیم و به انتشار پیام ها و بیانیه های گوهرین بزرگواران اصلاحاتی بسنده می کنیم،باشد که ما را ببخشید چون از بس بیدار بودیم این مدت،خوابمان برد!
منبع: برنا
نظرات ()در حالی که بیانیه پایانی اجلاس گذشته خبرگان بدون حضور هاشمی قرائت شد تا حرف و حدیث ها روزهای آغازین ماه مهر را به خود اختصاص دهد، این بار و در هفتمین اجلاس، هاشمی تا آخر ماند تا بیانیه محکومیت فتنه گران در حضور او قرائت شود. هاشمی حتی در سخنان خود نیز حسابش را از کسانی که مدتها بود روی امداد او حساب ویژه ای باز کرده بودند، جدا کرد.
این همه شاید یادآور همان قضاوت گذشته اصلاحطلبان بود:«هاشمی رفسنجانی در عمل نشان داده است که حاضر نیست زمان گرفتاری کسانی که به او خدمت کرده اند، کوچکترین قدمی بردارد. نمونه آن می توان از کرباسچی، عبدالله نوری و حتی فائزه هاشمی نام برد. هاشمی رفسنجانی حتی از دختر خود دفاع نکرد. ایشان یا نمی خواهد یا نمی تواند. اگر نمی خواهد که فرد قابل اعتمادی نیست، اگر هم بخواهد و نتواند کمک کند که در این صورت بسیار ناتوان است.»(روزنامه آفتاب امروز 21/8/1378)
هاشمی رفسنجانی در سخنان خود از محوریت قانون اساسی، ولایت فقیه و رهبری سخن گفت و تاکید کرد:«کاری نکنیم که تیرهایی که نباید به سمت رهبری هدف گرفته شود، به این سمت سوق پیدا کند.» او همچنین افزود:«من کسی غیر از رهبری را نمیشناسم که بتواند محور همراهی و همدلی باشد. البته دیگران هم موثر هستند اما با اراده و راهنماییهای ایشان انشاءالله خبرگان که میان مردم موثر هستند، فعالیت میکنند.»
کروبی در اجلاس قبل نامه ای بلندبالا خطاب به هاشمی نوشته بود و با تبیین جایگاه مجلس خبرگان از ریاست مجلس پرسیده بود:«اجلاس خبرگانی با چنین جایگاهی منحصر به فرد، در شرایط خطیر کنونی برگزار شد و پرسش من از شما به عنوان رئیس این مجلس است که آیا این مجلس بر اساس وظیفه خود در این اجلاس عمل کرده است؟ آیا آن نطق های پیش از دستور و آن گزارش و بیانیه ای که صادر شد به واقع پاسخگوی پرسش ها و ابهامات جامعه امروز ایران بود؟» اما او نیز این بار انگار حرفی برای گفتن نداشت.
اما همه حرف های هاشمی از این جنس نبود. او انگار گفته ها و ناگفته هایی را برای مخاطبان مختلف تدارک دیده بود تا بلکه بتواند در همان جایگاه به اصطلاح میانه خود نقش ایفا کند.
بخش دوم اظهارات هاشمی طی روزهای اخیر نشان داد کسی که دم از اتحاد و وحدت می زند، هنوز در سوی دیگر میدان قرار دارد. میدانی نه با مختصات موسوی و کروبی که با مختصات مهدی و فائزه.
هاشمی بر سر مزار امام راحل حاضر شد و طی سخنانی همراه با کنایه گفت:«کسانی که در زمان مبارزه حرفی برای گفتن نداشتند، اکنون میدانداری میکنند.»
او با اشاره به عملکردهای گذشته تاکید کرد:«مسیری تا به حال آمدهایم درست بود و جور دیگری تعبیر نشود و افراد نورسیدهای نخواهند کاری جدیدی را شکل دهند که از عهده آن بر نمیآیند، زیرا ممکن است با حسن نیت، بنای تازهای را روی بنایی که تخریب کردهاند بسازند که البته اشتباه میکنند.»
کنایه های معنادار رییس مجمع در حالی بود که پیشتر رهبر انقلاب از تفاوت نگاه رییس جمهور و رییس مجمع سخن گفته بودند و نظر رییس جمهور را به نظر خود نزدیک تر دانسته بودند. با این همه اما هاشمی در جملاتی پر از کنایه از کسانی سخن گفت که تازه از راه رسیده اند و نخواهند توانست مسیر درست گذشته را عوض کنند!
نظیر این سخنان را هاشمی در خصوص دانشگاه آزاد هم گفته بود. او منتقدان دانشگاه آزاد را مزاحم، حسود و شهرت طلب نام نهادهو تصریح کرده بود:«شرارت هایی که می شود تا دانشگاه آزاد را تضعیف کند، شرش را کوتاه کنیم.» او همچنین افزوده بود:«برخی از موذیگریها که نسبت به دانشگاه آزاد آغاز شده است، شکست خواهد خورد اگر قرار بود در مقابل این موذیگریها عقب بنشینیم باید به همان اطاق طلبگی برمیگشتیم و برای مردم مسئله میگفتیم!»
هاشمی در عین حال در مراسم سالگرد آیت الله توسلی هم حاضر شد تا در کنار کروبی، خاتمی و سیدحسن خمینی بر پشتی تکیه بزند. حضور او در کنار کسانی که رهبر انقلاب آنان را خارج از نظام خوانده بودند، معنای روشنی برای اصولگرایان داشت و مواضع تند و تیز او در خبرگان نیز پیام های واضحی برای اصلاح طلبان.
به این ترتیب مواضع دوپهلوی هاشمی به همان نسبت که اصلاح طلبان را از همراهی او ناامید کرد، اصولگرایان را هم به این باور رساند که هاشمی هنوز بر همان مدار خویش است و انگار این مناسبات سیاسی ریاست مجمع هیچ گاه پایانی نخواهد یافت.
اکنون باید صبر کرد و دید کسانی که به تبع کاردینال ریشلیو فرانسوی لقب عالیجناب سرخپوش را برای هاشمی برگزیدند، در مقابل مواضع دوپهلوی او که مصداق یکی به نعل زدن و یکی به میخ کوفتن است، چه می کنند. پیش از این یکی از سبزها با گلایه از هاشمی نوشته بود:«انتظار من و خیلیها از آقای هاشمی رفسنجانی این است که به جای گریه برای دست کبود شده علی کروبی، معترض به قتل ندا باشند، در پهنه عمومی برای سهراب و قربانیان کهریزک اشک بریزند، نه فقط برای یک آقازاده و فرزند خواص!»
نظرات ()علیرضا نوریزاده کارمند موساد انگشت اتهام را به جانب سبزها گرفت و از اینکه در میان آزادی ابراز حضور نکردهاند، انتقاد کرد.نوریزاده طی سخنانی طرح اسبتروآ را از نظر منطقی بدون اشکال توصیف کرد. او گفت:«بحثی که سبزها بروند در درون جمعیت از نظر منطقی چیز بدی نبود. بروند و شعار بدهند و احمدی نژاد را هو کنند.»
او همچنین ضمن اشتباه خواندن سکوت سبزهایی که گفته می شد در میدان آزادی حاضر شده اند، تصریح کرد: «وقتی شما در یک جمع بزرگ قرار دارید، اگر واقعا 10 هزار نفر باشید و دستتان را ببرید بالا چه کار می توانند بکنند؟ اگر در میدان بودید، باید ابراز حضور می کردید!»
نوریزاده همچنین از اینکه سبزها حرف میرحسین بیچاره! را هم گوش نمیکنند، انتقاد کرد: «این موسوی بیچاره در مصاحبهاش اعلام کرد طرفداران جنبش سبز با هویت خود حاضر شوند، یعنی بنر سبز را داشته باشند. این رو این بیچاره گفت. ما گوش نمی کنیم.»
اظهارات نوریزاده در خصوص عدم توجه به حرف های موسوی در حالی بود که تا پیش از این تئوریسینهای خارج نشین ایدهای مخالف ایده او را تبلیغ می کردند و معتقد بودند مطابق ایده اسب تروآ باید بدون مظاهر جنبش سبز وارد جمعیت شد و به یکباره برنامه را به هم ریخت.
با این همه نوری زاده به دفاع از موسوی، کروبی و خاتمی هم پرداخته و گفت: «اون هایی که ایراد میگیرند به موسوی و کروبی و خاتمی! چه کار می خواستید دیگه انجام بدهند؟ چه انتظاری دارید؟»
این در حالی است که سایت اصلی فتنهگران جرس از یک سو و محسن سازگارا از سوی دیگر با اعلام تلویحی شکست اردوکشیهای خیابانی به فکر به کار بستن تاکتیکهای جدید افتادهاند!
این سایت که شب گذشته از سوی ارتش سایبری ایران هک شد، در مطلبی از کسانی که آیه یأس میخوانند انتقاد کرد و با تاکید بر ضرورت به کار بستن تاکتیکهای جدید نوشت: «باید به راههایی خلاقانهتر برای نشان دادن اعتراض به وضع موجود در آینده اندیشید و صرفا به نمایش اعتراض خیابانی دلخوش نبود. برخی ایدههای خلاقانه برای اعتراضهای آینده از هماکنون توسط کاربران جنبش سبز در فضای مجازی پیشنهاد شدهاند که میتوان آنها را ذیل سرفصل عملیات نافرمانی مدنی دستهبندی کرد.»
محسن سازگارا نیز با تاکید بر اینکه اردوکشی خیابانی متمرکز جواب نمیدهد، از ضرورت پیداکردن راههایی جدید برای اعلام حضور سخن گفت و توضیح داد که یگانه تاکتیک ما حضور در خیابانها نبوده و نیست. او همچنین وعده کرد که در روزهای آتی بیشتر در این خصوص سخن بگوید!
این همه در حالی است که سبزها انگشت اتهام را به جانب شخصیتهای مختلف این جریان گرفتهاند و نوریزاده و سازگارا را عامل سیآیای خواندهاند. یکی از حامیان جنبش سبز، محسن سازگارا را تشنه قدرت خواند و او را مزدور لقب داد. او همچنین نوشت: «سوال بزرگ این است که چگونه مردم را به مسیری هدایت کردید که از طرف حکومت کاملاً محاصره شده بود و از جوانان میخواستید فقط سکوت کنند! مکانی که باعث شد هر شخصی که آنجا حضور داشته، خواسته و یا ناخواسته به عنوان موافق نظام جلوه کند و در برابر دوربین های تلویزیونی قرار گیرد.»
این نوشته همچنین میافزود: «شما باختید و باز هم میبازید اگر راه خود را از مسئولان سابق جمهوری اسلامی و صدای آمریکا جدا نکنید، چند دقیقه فکر کنید چرا صدای آمریکا، رادیو فردا، صفحه فیس بوک میرحسین موسوی و بعضی سایتهای به اصطلاح سبز پیج اصلی مرا بلاک کرده و هر گونه کامنت، فیلم که در آن براندازی و مقابله به مثل است را حذف میکند و یا ایمیلهای تهدید آمیز و رسمی از افرادی که در این شبکه ها کار میکنند...این جنبش به هیچ کجا نمی رسد اگر سکوت کنید و ساده لوح باشید...»
این حامی جریان سبز انگشت اتهام را به جانب میرحسین، کروبی و خاتمی نیز گرفت و نوشت: «باورتان نیست که موسوی یا کروبی یا خاتمی عامل هستند؟؟؟؟؟ پس به بازی اعدام ادامه میدهند!!!!!! اگر واقعا مخالف بودند.....»
این همه در حالی است که خودزنیها در میان فتنهگران پس از این شکست بزرگ بالا گرفته است. یکی دیگر از حامیان این جریان ضمن توصیف حضور خود در میدان آزادی و اینکه در میان آن جمعیت امکان عرض اندام نداشته است، می نویسد: «واقعا کم نبودن اینهایی که خانوادگی اومده بودن، پرچم ایران دستشون بود، می دیدن که بسیجی ها دارن باتوم دور سرشون میچرخونن و حمله می کنن سمت ما، اما اینا همچنان داد می زدن:مرگ بر منافق! دردناک بود که بچه پنج، شش ساله شون مثلا ما رو نگاه می کرد و پرچمشون رو تکون می داد:مرگ بر تفاقق(یه چی تو همین مایه ها!)»
او همچنین می افزاید:«دردناک تر اینکه نفرت رو می شد توی تمام چشم آدمهای شهر دید امروز. می ترسم؛ از اینکه قرار باشه تنها وحدتمون همین باشه، همین نفرت، بدجوری می ترسم...»
اگر چه به نظر می رسد این دعواها و حرف و حدیث ها طی روزهای آتی بیش از پیش بالا بگیرد، اما مرور گذرای بحث ها خود گواهی است بر اینکه همچنان سبزها حاضر نیستند به دلایل اصلی وضعیت اسفبار خود بپردازند.
ماجرا از آنجا که آغاز شد که فتنهگران با توجه به حضورشان در 13 آبان و روز قدس مغرور شدند. جریانی شکل گرفت که مدیریت مشخصی نداشت و در سیری از هیجان پیش می رفت. غافل از اینکه این فضای هیجانی معترضان را در مقابل مردم قرار خواهد داد. در واقع سبزها همه اشتباه کردند و بیش از همه سرانی که با سکوت یا پیام های هیجانی از حداقلهای مدیریت خردمند بیبهره بودند. و اکنون از پس این همه باید شکست سبزها را پذیرفت. با نفس مصنوعی به این جریان و امیددادنهای بیهوده وضعیت تغییری نمیکند.
آن روز که موسوی میتوانست با قدرت امتیاز بگیرد، عقبنشینی تاکتیکی کند و بدنه خود را برای آینده نگه دارد، نکرد و اکنون که دیگر کشتی به گل نشسته و همه مردم با نفرت در مورد سبزها سخن میگویند، هیچ کورسوی امیدی به نظر نمی رسد. فتنهگران باید تسلیم رای مردم شوند. میرحسین هم باید خود را تسلیم قانون کند.
این روند از همان روزهای بعد 13 آبان معلوم بود به کجا می انجامد. روز عاشورا نیز اوج ریزش های جنبش سبز بود. نباید در آسمان ها دنبال مقصر گشت. مقصر خود سبزها هستند. این تصور که می توان حکومت را به زیر کشاند یا او را به تسلیم واداشت اشتباه بود. این همه یک خودزنی بزرگ بود که همان آغاز حجاریان و عبدی هم نسبت به آن هشدار داده بودند.
نظرات ()از چند روز پیش از 22 بهمن امسال جنبش سبز در بیانیه ها و اعلامیه های خود بحث رفراندوم و نارضایتی مردم از نظام فعلی را مطرح می کرد و عنوان می نمود 22 بهمن امسال مردم به رفراندوم هستند تا نشان دهند که از وضع موجود ناراضی و خواهان تغییر این وضعیت می باشند.
اما 22 بهمن امسال برگزار شد و حضور گسترده مردم به سبزهای کشورمان فهماند که برای شناختن دیدگاه اکثریت جامعه نیاز به برگزاری رفراندوم و رأی گیری نیست بلکه همین حضور مردم بزرگترین رفراندوم و جواب برای مدعیان بود.
البته چه فایده وقتی برخی مثل کبک سر خود را زیر برف کرده اند.........
نظرات ()رهبر انقلاب در پیامی از حضور شگفتیآفرین ملت در راهپیمایی 22 بهمن قدردانی کردند. متن پیام به این شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
ملت عظیمالشان و شگفتیآفرین ایران
خسته مباد گامهای استوارتان؛ سربلند باد پرچم همت و آزادگیتان. درود خدا بر عزم راسخ و بصیرت بیهمتایتان، که همیشه درلحظهی نیاز، صحنهی رویارویی با بددلان و بدخواهان را عرصهی پیروزی حق میسازد و نمایشگاهی از عزت و عظمت میآراید.
و سپاس از ژرفای دل و جان، آفریننده هستی را که دست قدرت خود را در عزم و ایمان و بصیرت شما نمایان ساخت و در سی و یکمین سالروز تولد جمهوری اسلامی، نیرومندی و سرزندگی این نظام را که بر ایمان و اعتماد به نفس ملتی کهن تکیه زده است، بیش از همیشه به رخ دشمنان کشید.
آیا سی و یک سال آزمون و خطای چند دولت متکبّر و زورگو کافی نیست که آنان را از خواب غفلت بیدار کند و بیهودگی تلاش برای سیطره بر ایران اسلامی را به آنان تفهیم نماید؟
آیا حضور دهها میلیون انسان بصیر و پرانگیزه در جشن سی و یک سالگی انقلاب کافی نیست که معاندان و فریبخوردگان داخلی را که گاه ریاکارانه دم از "مردم " میزنند، به خود آورد و راه و خواست مردم را که همان صراط مستقیم اسلام ناب محمدی صلیالله علیه و آله و راه امام بزرگوار است، به آنان نشان دهد؟
دوستان و دشمنان ملت ایران بدانند که این ملت راه خود را شناخته و تصمیم خود را گرفته است و برای رسیدن به قله پیشرفت و سعادت با تکیه بر خدا و اعتماد به قدرتی که خداوند به او بخشیده است هر مانعی را از سر راه بر خواهد داشت.
کمک و توفیق الهی یار این ملت و دعای حضرت بقیةالله ارواحنا فداه پشتیبان آنان باد.
سید علی خامنهای
نظرات ()